۱۳۸۸ دی ۱۸, جمعه

ترسم نرسی به کعبه‌ای اعرابی



ترسم نرسی به کعبه‌ای اعرابی با سلام خدمت جناب آقای موسوی

شخصی‌ که نه ما برای ایشان بلکه به بهانهٔ ایشان به خیابانها آمدیم تا زخم مرحم نگذاشه تیمان را درمان کنیم،و بغض نشکستهٔ دها ساله یمان را با فریاد و تقدیم لاله‌های بر کفّ خیابان ریخته، به گوش همگان برسانیم،و سمبلی‌ نیاز داشتیم که آن را اعلم کنیم،سمبلی‌ از جنس خودشان ولی‌ زجر کشیده،و مورد ستم قرار گرفته ،سمبلی‌ که نمیدانستیم این چنین پا برجا میماند،و حمایتمان می‌کند،سمبلی‌ که حتا با آن دلخریهایی را که از خاتمی داشتیم فراموش کردیم،و علی‌ گویان ، حسینی علمش را با قامت خم شده و زجیر کشیدیامن به دوش کشیدیم،جناب آقای موسوی علی‌ گویان آمدی آرشی مقاومت کردی و حسین گویان بمیر،چون ما اینگونه آمدیم ،ایستادیم،و میمیریم.نکند از سر ترس از نابودی خود تیغ بر کشیم و ریشه از ته زنیم،جناب آقای موسوی بیانیه های شمارا هرکدام با دقت خواند ام،و دیدم هربار نهالی نو از اندیشه در آن شروع به سبز شدن می‌گیرد،حتا بیانیه ۱۷ که زیبا نقش‌ها در آن تفکیک و حجت تمام شد،اما چه افسوس که امروز پاسخ های شما را به قول خودتان آیت اله نوری خواندم ،لحظه مردن ندا برایم تداعی شد،شهادت سهراب،وای کشیدم وای،،آقای موسوی راهت را از چه کسی‌ جدا میکنی‌؟و برای چه؟ما را نمیشناسی دیگر? به این زودی ما را فراموش کردی،و حرفهای مایوس کننده ات را که بعداز انتخابت میزدی؟؟ در جلسیه خصوصی به یاد دارم که میگفتی‌ نمی دانم چه کنیم؟راه برگشت نداریم،بر نامه نداریم،یادت هست ترس افتاده بود بر ما؟یادت‌هست دلهره داشتیم؟یادت هست چندی قبل پس از حمایت‌های دلیرنهٔ مردم ،با غرور گفتی‌ از این مردم نترس خود شوکه شده ام؟ ؟؟پس چه شد که خود کنار کشیدی و خواستی‌ به یزیدیان نزدیکتر شوی؟چه شد تو که میگفتی‌ تفرقه نیندازیم خود شمشیر تفرقه بر کشیدی؟آیا تازه بوی مرگ را پس از کشته شدن خواهر زده ت حس کردی؟جناب آقای موسوی ما که هر روز داریم،جان میدهیم،خانوادهایمان سوگوار میشود،پس ترس یعنی‌ چه؟آقای موسوی اگر بیش از این تاب نمی‌‌آوری،اگر آیت اله منتظری نیستی‌،رهبری را واگذار کن،نه گذار به جائی‌ برسیم که بگوییم و بیندیشیم که ،(((مرا بخیر تو امیدی نیست شر مرسان))) آقای موسوی چه شد شمارا؟آقای موسوی گآندی بودن بهتر از یزدی بودن است،،نکند دور رو بر شما را هم کسانی‌ گرفته اند اند که خود به آقای نوری گوشهٔ زد می‌کنید؟جناب آقای موسوی مردم از جان خود گذشتند و نه شما و نه چیز دیگری بالاتر از جان نیست ،،،پس نگذارید از شما نیز بگذرند،آقای موسوی بیأید آقای موسوی ،،،((((ترسم نرسی به کعبه‌ای اعرابی‌ کین راه که میروی به ترکستان است))..

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر